welshman

Welsh·man/ˈwɛlʃmən/
Welshfrom Wales-manperson
1noun (اسم)commonplural (جمع): Welshmen

اسم — مرد ولزی

مرد ولزی

مردی که اهل کشور ولز است.

A man who is from Wales.

«مرد ولزی با غرور پیراهن تیم ملی راگبی‌اش را پوشیده بود.»

The Welshman proudly wore his national rugby jersey.

«او با یک مرد ولزی سالخورده ملاقات کرد که داستان‌هایی از معادن زغال‌سنگ برایش تعریف کرد.»

He met an old Welshman who told him stories of the coal mines.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): wethers

اسم — اخته

اختهمیش نر اخته‌شده

گوسفند یا اسب نر اخته‌شده.

A horse that has been gelded; a castrated male sheep.

«چوپان گوسفند اخته‌شده را در مزرعه هدایت کرد.»

The shepherd guided the wether through the field.

«ما یک میش نر اخته‌شده برای پشمش خریدیم.»

We bought a wether for its wool.

متضادها
3noun (اسم)informalplural (جمع): welshes

اسم — متعهد نشده

متعهد نشدهکسی که شرط می‌شکند

فردی که از شرط یا قول خود شانه خالی می‌کند.

A person who reneges on a bet or agreement.

«هیچکس از یک آدم بدقول خوشش نمی‌آید، پس همیشه به شرط‌هایت احترام بگذار.»

No one likes a welshing, so always honor your bets.

«او متهم به شانه خالی کردن از بدهی‌های قمارش شد.»

He was accused of welshing on his gambling debts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cheatفریبکار

روزمره. فردی که برای کسب مزیت به طور ناصادقانه عمل می‌کند. 'فریبکار در ورق‌بازی' درست است، اما از صرفاً شانه خالی کردن از شرط گسترده‌تر است.

Everyday. A person who acts dishonestly to gain an advantage. 'A cheat at cards' works, but it's broader than just reneging on a bet.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000