whiskered

whis·kered/ˈwɪskərd/
whiskerlong stiff hair on animal's face or a man's facial hair-edhaving or characterized by
adjective (صفت)common

صفت — سبیل‌دار

سبیل‌دارموهای بلند صورت

دارای موهای بلند و مشخص روی صورت مثل سبیل یا موهای جانبی

Having prominent long facial hairs like whiskers

«گربه سبیل‌دار و هوشیار است.»

The cat is whiskered and alert.

«او مرد پیری با سبیل است.»

He is a whiskered old man.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beardedریش‌دار

رایج. به طور کلی به موهای صورت اشاره دارد ولی الزاما سبیل نیست.

Common. Refers to facial hair generally but may not specifically mean whiskers.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000