whish

/wɪʃ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): whishedpast participle (مفعولی): whished-ing (حال): whishing3rd (سوم): whishes

فعل — سوت زدن

سوت زدنصدای نرم باد

صدای نرم و سوت‌مانند که هنگام حرکت سریع باد یا هوا تولید می‌شود.

To make a soft rushing or hissing sound, like air or wind moving quickly.

«پیکان با صدای سوت از هوا عبور کرد.»

The arrow whished through the air.

«برگ‌ها در باد صدای سوت ایجاد کردند.»

Leaves whished in the wind.

تفاوت با واژه‌های مشابه
whooshسوت باد

غیررسمی. معنای بسیار نزدیک؛ معمولاً برای صدای حرکت سریع هوا استفاده می‌شود.

Informal. Very close in meaning; often used to describe rushing air sounds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000