whirs

/wɜːrz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): whirredpast participle (مفعولی): whirred-ing (حال): whirring3rd (سوم): whirs

فعل — غرش می‌کند

غرش می‌کندوزوز می‌کند

صدای ممتد و ملایم وزش یا وزوز ایجاد می‌کند.

Makes a continuous low humming or buzzing sound.

«پنکه به آرامی در پس‌زمینه وزوز می‌کند.»

The fan whirs quietly in the background.

«ماشین هنگام شروع صدای وزوز می‌داد.»

The machine whirred as it started.

تفاوت با واژه‌های مشابه
buzzesوزوز می‌کند

رایج. وقتی از صداهای مکانیکی مشابه صحبت می‌شود قابل تعویض.

Common. Interchangeable when describing similar mechanical sounds.

humsصدای وزوز کم

رایج. صدای ممتد مشابه ولی معمولا با زیر صدای کمتر.

Common. Similar continuous sound, often lower in pitch.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000