whirr

/wɜːr/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): whirredpast participle (مفعولی): whirred-ing (حال): whirring3rd (سوم): whirrs

فعل — وز وز کردن

وز وز کردنغژغژ کردن

صدایی یکنواخت و ضعیف مانند وز وز کردن تولید کردن.

To make a continuous low humming or buzzing sound.

«پنکه به آرامی وز وز می‌کرد.»

The fan whirred quietly in the background.

«موتورها هنگام آماده شدن هواپیما برای بلند شدن وز وز می‌کردند.»

Engines whirred as the plane prepared for takeoff.

تفاوت با واژه‌های مشابه
buzzوز وز کردن

رایج. معمولاً برای صدای حشرات یا ماشین‌ها به کار می‌رود؛ در صدای مکانیکی قابل جایگزینی است.

Common. Often used for insect or machine sounds; interchangeable with whirr in mechanical noise contexts.

2noun (اسم)common

اسم — وز وز

وز وزصدای غژغژ

صدای ضعیف و پیوسته وز وز یا غژغژ.

A continuous low humming or buzzing sound.

«صدای وز وز دستگاه را از اتاق کناری شنید.»

He heard the whirr of the machine from the next room.

«صدای آرام وز وز فضا را پر کرد.»

The quiet whirr filled the air.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000