whoof

/wʊf/, /huːf/
1interjection (حرف ندا)common

حرف ندا — ووف

ووفپوف

نمایش آوایی یک صدای ناگهانی و عمیق، اغلب پارس سگ یا پف هوا/دود.

An onomatopoeic representation of a sudden, deep sound, often a dog's bark or a puff of air/smoke.

«سگ با صدای 'ووف!' ناگهانی پارس کرد وقتی زنگ در به صدا درآمد.»

The dog let out a sudden 'whoof!' when the doorbell rang.

«با یک 'پوف'، دود از آتش کوچک برخاست.»

With a 'whoof,' the smoke rose from the small fire.

تفاوت با واژه‌های مشابه
woofووف (پارس سگ)

روزمره. 'Woof' بیشتر برای نمایش پارس سگ استفاده می‌شود. 'Whoof' نیز می‌تواند پارس سگ را نشان دهد اما کمی متنوع‌تر است و برای پف ناگهانی یا بازدم هوا/دود نیز استفاده می‌شود. آنها اغلب برای صدای سگ قابل تعویض هستند. مثال: 'سگ گفت ووف' (بسیار رایج)، 'سگ ووف کرد' (همچنین رایج است، اما 'woof' برای خود صدا معمول‌تر است).

Everyday. 'Woof' is more commonly used to represent a dog's bark. 'Whoof' can also represent a dog's bark but is slightly more versatile, also used for a sudden puff or exhalation of air/smoke. They are often interchangeable for a dog's sound. Example: 'The dog said woof' (very common), 'The dog went whoof' (also common, but 'woof' is more typical for the sound itself).

puffپوف

روزمره. 'Puff' به یک فوران کوتاه و سریع هوا، دود یا بخار اشاره دارد. 'Whoof' اغلب به عنوان آوا برای چنین صدایی استفاده می‌شود، گاهی اوقات نشان‌دهنده یک خروج بزرگ‌تر و قوی‌تر است. مثال: 'پوفی از دود' (رایج)، 'اژدها یک پوف بزرگ از دود بیرون داد' (صدایی قابل توجه‌تر را پیشنهاد می‌کند).

Everyday. 'Puff' refers to a short, quick burst of air, smoke, or vapor. 'Whoof' is often used as an onomatopoeia for such a sound, sometimes indicating a larger, more forceful expulsion. Example: 'A puff of smoke' (common), 'The dragon let out a whoof of smoke' (suggests a more substantial sound).

2noun (اسم)commonplural (جمع): whoofs

اسم — صدای ووف

صدای ووفپوف

صدایی ناگهانی و عمیق، معمولاً یک بار، مانند پارس عمیق یا پف هوا.

A sudden, deep, usually single sound, like a deep bark or a puff of air.

«او یک ووف خفه از داخل جعبه شنید.»

He heard a muffled whoof from inside the box.

«یک پوف کوچک باد برگ‌ها را تکان داد.»

A little whoof of wind shook the leaves.

تفاوت با واژه‌های مشابه
barkپارس

روزمره. 'Bark' به طور خاص به صدایی که سگ تولید می‌کند اشاره دارد. 'Whoof' نوعی پارس است، اغلب عمیق و تکی، اما می‌تواند به صداهای غیر سگی نیز اشاره داشته باشد. مثال: 'پارس سگ بلند بود' (صدای عمومی سگ)، 'او از باغ یک ووف شنید' (یک صدای سگ خاص و عمیق).

Everyday. 'Bark' refers specifically to the sound a dog makes. 'Whoof' is a type of bark, often a deep, single one, but can also refer to non-dog sounds. Example: 'The dog's bark was loud' (general dog sound), 'He heard a whoof from the garden' (a specific, deep dog sound).

puffپوف

روزمره. 'Puff' به یک فوران کوچک هوا یا دود اشاره دارد. 'Whoof' می‌تواند یک پف قابل توجه‌تر یا حلقی را توصیف کند که بر صدای تولید شده تأکید دارد. مثال: 'پف کوچکی از بخار خارج شد' (درست)، 'پوفی از بخار از دریچه بیرون زد' (صدای قوی‌تر).

Everyday. 'Puff' denotes a small burst of air or smoke. 'Whoof' can describe a more substantial or guttural puff, emphasizing the sound made. Example: 'A small puff of steam escaped' (works), 'A whoof of steam erupted from the vent' (more forceful sound).

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000