wilt

/wɪlt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): wiltedpast participle (مفعولی): wilted-ing (حال): wilting3rd (سوم): wilts

فعل — پژمرده شدن

پژمرده شدنخشک شدن

وقتی گیاه به خاطر گرما، کم‌آبی یا بیماری پژمرده و خمیده می‌شود.

To become limp and drooping as a result of heat, loss of water, or disease (plants).

«گل‌ها زیر آفتاب داغ پژمرده شدند.»

The flowers wilted in the hot sun.

«اگر به گیاهان آب ندهی، پژمرده می‌شوند.»

If you don't water the plants, they will wilt.

تفاوت با واژه‌های مشابه
droopخم شدن

رایج. مشابه است اما droop برای حیوانات و اشیاء هم به کار می‌رود نه فقط گیاهان.

Common. Similar meaning but droop can be used for animals or objects as well, not only plants.

fadeکم‌رنگ شدن

رایج. معمولاً درباره کم‌رنگ شدن رنگ است ولی در مورد گیاهان ضعیف شدن هم کاربرد دارد.

Common. Usually refers to color fading but can overlap with wilting in plants losing vitality.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000