wimped

/wɪmpt/
wimpa weak or timid person-edpast tense
verb (فعل)informalpast (گذشته): wimpedpast participle (مفعولی): wimped-ing (حال): wimping3rd (سوم): wimps

فعل — رفتار ضعیف داشت

رفتار ضعیف داشتترسو بود

گذشته فعل 'wimp' به معنی عمل کردن به‌صورت ضعیف یا ترسو

Past tense of 'wimp', meaning acted weakly or timidly

«او از انجام چالش ترسید.»

He wimped out of the challenge.

«او ترسید و مسابقه را تمام نکرد.»

She wimped and didn't finish the race.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cowardبزدل

غیررسمی. به کسی اشاره دارد که شجاعت ندارد. می‌تواند به جای 'wimped' بکار رود وقتی درباره اعمال ترسو صحبت می‌شود.

Informal. Refers to a person showing lack of courage. Can replace 'wimped' when describing timid actions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000