within reach
with·in reach/wɪˈðɪn ritʃ/
1phrase (عبارت)common
عبارت — در دسترس
در دسترسدر دست
یعنی آنقدر نزدیک بودن که بتوان به آن دست زد یا آن را برداشت.
Close enough to be touched or taken.
«دارو را در دسترس پرستار بگذارید.»
“Keep the medicine within reach of the nurse.”
«یک چراغقوه را دم دست بگذارید.»
“Keep a flashlight within reach.”
2phrase (عبارت)common
عبارت — دستیافتنی
دستیافتنینزدیک به تحقق
یعنی هدفی آنقدر نزدیک و ممکن بودن که بتوان به آن رسید.
Likely to be achieved because it is nearly possible.
«پیروزی نهایی دستیافتنی است.»
“A final victory is within reach.”
«خانهدار شدن برای آنها دستیافتنی است.»
“Home ownership is within reach for them.”