womb

/wuːm/
noun (اسم)common

اسم — رحم

رحمزهدان

عضوی در زنان که جنین قبل از تولد در آن رشد می‌کند

The organ in female mammals where a baby develops before birth

«کودک به مدت نه ماه داخل رحم رشد کرد.»

The baby grew inside the womb for nine months.

«او باردار بود و حرکت را در رحم خود حس می‌کرد.»

She was pregnant and felt movement in her womb.

تفاوت با واژه‌های مشابه
uterusرحم

رسمی/پزشکی. در متون پزشکی بجای womb استفاده می‌شود اما در صحبت روزمره کمتر کاربرد دارد.

Formal/medical. Interchangeable with 'womb' in medical contexts but less common in everyday speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000