work into the ground

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

work in·to the ground/wɜrk ˈɪntu ðə ɡraʊnd/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — از پا درآوردن

از پا درآوردنبیش از حد کار کشیدن

یعنی از کسی یا حیوانی آن‌قدر و برای مدتی طولانی کار کشیدن که کاملاً از پا بیفتد.

To make a person or animal exhausted by requiring too much work for too long.

«این برنامهٔ کاری پرستاران را از پا درآورد.»

“The schedule worked the nurses into the ground.”

«آن‌ها آن‌قدر از اسب‌ها کار کشیدند که از پا افتادند.»

“They worked the horses into the ground.”

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — فرسوده کردن

فرسوده کردناز بس به کار بردن از کار انداختن

یعنی وسیله‌ای را آن‌قدر زیاد به کار بردن که فرسوده و ازکارافتاده شود.

To use a machine, vehicle, or other thing so heavily that it becomes worn out.

«او آن‌قدر از کامیون قدیمی کار کشید که فرسوده شد.»

“He worked the old truck into the ground.”

«مزرعه آن‌قدر از تجهیزاتش استفاده کرد که از کار افتادند.»

“The farm worked its equipment into the ground.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000