work away

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

work a·way/wɝk əˈweɪ/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — پیوسته کار کردن

پیوسته کار کردنبا پشتکار کار کردن

با پشتکار و پیوسته روی یک کار یا مسئله کار کردن.

To keep working steadily and diligently at a task or problem.

«او تمام عصر با پشتکار روی معما کار کرد.»

“She worked away at the puzzle all evening.”

«آن‌قدر به کار ادامه بده تا گزارش آماده شود.»

“Keep working away until the report is ready.”

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — بفرما شروع کن

بفرما شروع کنادامه بده

در انگلیسی ایرلندی برای تشویق کسی به ادامه دادن یا شروع کردن کاری به کار می‌رود.

Used in Irish English to encourage someone to continue or begin what they are doing.

«بفرما شروع کن، من هم به‌زودی می‌آیم.»

“Work away, and I'll join you soon.”

«فرم را به او داد و گفت: «بفرما، شروع کن.»»

“Work away, she said, handing him the form.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000