words fail someone
words fail some·one/wɝdz feɪl ˈsʌmwʌn/
phrase (عبارت)common
عبارت — از گفتن عاجز شدن
از گفتن عاجز شدنکلمات کم آوردن
وقتی کسی، بهویژه از شدت شوک یا احساس، نمیتواند چیزی را با کلمات بیان کند به کار میرود.
Used when someone cannot find words to describe something, especially because of shock or strong emotion.
«وقتی خسارت را دیدم، کلمات کم آوردم.»
“When I saw the damage, words failed me.”
«او بعد از آن غافلگیری از گفتن عاجز شد.»
“Words failed her after the surprise.”