wordplay

word·play/ˈwɜːrdˌpleɪ/
worda unit of languageplayamusement, game
noun (اسم)common

اسم — طنز کلامی

طنز کلامیبازی با کلمات

استفاده هوشمندانه و شوخ‌طبعانه از کلمات، معمولاً برای طنز یا تأثیر گفتاری.

The witty and clever use of words and language, often for humor or rhetorical effect.

«بازی با کلمات کمدین باعث خنده حضار شد.»

The comedian’s wordplay made the audience laugh.

«او از بازی هوشمندانه با کلمات در شعر لذت می‌برد.»

She enjoys clever wordplay in poetry.

تفاوت با واژه‌های مشابه
punبازی با کلمات

رایج. نوع خاصی از بازی با کلمات بر اساس صداهای مشابه یا معانی متعدد.

Common. A specific kind of wordplay based on similar sounds or multiple meanings.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000