work back
فعل عبارتی — از آخر به اول رسیدن
یعنی از یک نتیجه یا زمانِ مشخص شروع کردن و با حرکت به عقب، برنامه یا ترتیب رویدادها را پیدا کردن.
To plan, calculate, or reconstruct something by starting at a known end point and moving backwards.
«از موعد نهایی به عقب برگرد و برای هر مرحله زمان بگذار.»
“Work back from the deadline and set each milestone.”
«پلیس از آخرین تماس تلفنی به عقب برگشت و ماجرا را بررسی کرد.»
“Police worked back from the last phone call.”
فعل عبارتی — ساعاتِ عقبافتاده را جبران کردن
یعنی برای جبران ساعاتی که کار نکردهای، بعدتر یا اضافهکاری انجام دادن.
To make up for missed work time by working later or extra hours.
«بعد از مرخصیِ عصر جمعه، برای جبران اضافهکاری کردم.»
“I worked back after taking Friday afternoon off.”
«او این هفته برای جبران ساعتهای از دسترفته اضافهکاری میکند.»
“She is working back this week to make up the hours.”