worm

/wɜːrm/
noun (اسم)commonplural (جمع): worms

اسم — کرم

کرم

حیوان کوچک و دراز بدون پا و بی‌مهره.

A small, elongated invertebrate animal without legs.

«پرنده کرم را از زمین خورد.»

The bird ate the worm from the ground.

«کرم‌ها به بهبود کیفیت خاک کمک می‌کنند.»

Worms help improve soil quality.

تفاوت با واژه‌های مشابه
earthwormکرم خاکی

رایج. نوعی خاص از کرم که معمولاً در خاک است.

Common. A specific type of worm often found in soil.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000