worse for wear
/wɜrs fɔr wɛr/
1phrase (عبارت)common
عبارت — فرسوده
فرسودهآسیبدیده
یعنی چیزی بر اثر استفاده، گذر زمان یا شرایط سخت آسیبدیده یا ظاهرش بدتر شده باشد.
Damaged or less attractive because of use, age, or difficult conditions.
«مبل قدیمی فرسوده شده است.»
“The old sofa is worse for wear.”
«چکمههایش بعد از پیادهروی آسیب دیده بودند.»
“His boots were worse for wear after the hike.”
2phrase (عبارت)common
عبارت — خسته و کوفته
خسته و کوفتهبدحال
یعنی کسی پس از تجربهای سخت، خسته، آسیبدیده یا بدحال شده باشد.
Tired, injured, or in poor condition after a difficult experience.
«کمی خسته و کوفته به خانه رسیدیم.»
“We arrived home a little worse for wear.”
«او بعد از پرواز طولانی بدحال و خسته بود.»
“She was worse for wear after the long flight.”