worshiped

wor·shiped/ˈwɜːrʃɪpt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): worshipedpast participle (مفعولی): worshiped-ing (حال): worshiping3rd (سوم): worships

فعل — پرستش کرد

پرستش کردعبادت کرداحترام گذاشت

احترام یا تعظیم نشان دادن، معمولاً در زمینه مذهبی؛ پرستش کردن

Showed respect or reverence often in a religious context; revered

«آن‌ها هر سال خدایان باستانی را پرستش می‌کردند.»

They worshiped the ancient gods every year.

«فرهنگ‌های زیادی به خدایان طبیعت احترام می‌گذاشتند.»

Many cultures worshiped nature deities.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reveredمورد احترام

رسمی. بیان احترام عمیق ولی همیشه مذهبی نیست. بیشتر در زمینه مذهبی قابل جایگزینی است.

Formal. Emphasizes deep respect but not always religious. Interchangeable mostly in religious contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000