woven

/ˈwoʊvən/
adjective (صفت)common

صفت — بافته شده

بافته شدهتنیده شده

ساخته شده با درهم تنیدن نخ‌ها یا نوارها برای تشکیل پارچه یا ماده‌ای دیگر.

Made by interlacing threads or strips to form fabric or material.

«پتو از پشم بافته شده ساخته شده است.»

The blanket is made of woven wool.

«او یک شال بافته شده به تن داشت.»

She wore a woven scarf.

تفاوت با واژه‌های مشابه
braidedبافته شده

معمولی. معنی مشابه ولی معمولا ساختارهای ضخیم‌تر دارد.

Common. Similar meaning but often implies thicker, rope-like structures.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000