wring

/rɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): wrungpast participle (مفعولی): wrung-ing (حال): wringing3rd (سوم): wrings

فعل — چلاندن

چلاندنفشردن

محکم پیچیدن برای گرفتن مایع

To twist forcefully in order to squeeze out liquid

«او پارچه خیس را چلانید.»

She wrung the wet cloth.

«او دست‌هایش را با نگرانی چلانید.»

He wrung his hands nervously.

تفاوت با واژه‌های مشابه
twistپیچاندن

رایج. عمل پیچاندن کلی.

Common. General twisting action.

squeezeفشردن

رایج. فشار دادن برای استخراج مایع یا فشرده کردن.

Common. Pressing to extract liquid or compress.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000