در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
در حال حرکت به صورت پیچشی یا خرچنگمانند.
Moving with twisting or squirming motions.
«کرم جنبنده در خاک حرکت کرد.»
“The wriggly worm moved through the soil.”
«حرکات پیچخوردۀ او عصبانیت را نشان میداد.»
“Her wriggly movements showed nervousness.”
غیررسمی. برای توصیف موجوداتی که حرکتی پیچشی و اغلب نامطبوع دارند به کار میرود.
Informal. Used to describe beings that move with twisting, often unpleasant motions, similar to 'wriggly'.