wrist

/rɪst/
noun (اسم)commonplural (جمع): wrists

اسم — مچ دست

مچ دست

مفصل بین دست و ساعد بدن.

The joint connecting the hand to the forearm.

«او دستبندی روی مچ دستش داشت.»

She wore a bracelet on her wrist.

«او هنگام بازی تنیس مچ دستش آسیب دید.»

He injured his wrist playing tennis.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000