verb (فعل)commonpast (گذشته): wrungpast participle (مفعولی): wrung-ing (حال): wringing3rd (سوم): wrings
فعل — فشردن و چلانیدن
فشردن و چلانیدنپیچاندن
فرآیند فشار دادن و پیچاندن چیزی برای بیرون کشیدن مایع یا رطوبت.
The present participle of 'wring' meaning to squeeze and twist forcibly to extract liquid.
«او داشت حوله خیس را میچلانید.»
“She was wringing the wet towel.”
«او ایستاده بود و عصبی دستهایش را میچلاند.»
“He stood wringing his hands nervously.”
تفاوت با واژههای مشابه
twisting— پیچاندن
رایج. معنی مشابه دارد اما ممکن است کمتر قوی باشد. 'چلانیدن پارچه خیس' خیلی خاصتر از 'پیچاندن پارچه' است.
Common. Similar in meaning but can be less forceful. 'Wringing wet cloth' is more specific than 'twisting cloth'.