wristband

wrist·band/ˈrɪstˌbænd/
wristjoint connecting hand to forearmbandstrip of material
noun (اسم)commonplural (جمع): wristbands

اسم — مچ‌بند

مچ‌بندبازوبنددستبند ورزشی

بندی که دور مچ دست بسته می‌شود، معمولاً برای تزئین، شناسایی یا جذب عرق.

A band worn around the wrist, typically for adornment, identification, or to absorb sweat.

«او در حین تمرین یک مچ‌بند عرق‌گیر پوشید.»

He wore a sweat-absorbing wristband during his workout.

«هر شرکت‌کننده یک مچ‌بند ویژه برای ورود دریافت کرد.»

Each attendee received a special wristband for entry.

تفاوت با واژه‌های مشابه
armbandبازوبند

روزمره. شبیه مچ‌بند است اما بالاتر روی بازو، معمولاً دور عضله دوسر یا ساعد بسته می‌شود. اگر محل خاص روی مچ مهم باشد، قابل جایگزینی نیست. 'او برای شناسایی در رویداد یک بازوبند بست' درست است، اما 'او یک مچ‌بند برای حمایت از تیمش بست' به مکان متفاوتی اشاره دارد.

Everyday. Similar to a wristband but worn higher up on the arm, typically around the bicep or forearm. Not interchangeable if the specific location on the wrist is important. 'He wore an armband for identification at the event' works, but 'He wore a wristband to support his team' refers to a different location.

braceletدستبند

روزمره. قطعه‌ای جواهر که دور مچ بسته می‌شود، معمولاً تزئینی. در حالی که دستبند نوعی مچ‌بند است، 'wristband' اغلب به یک مورد کاربردی‌تر یا کمتر رسمی (مانند عرق‌گیر، کارت ورودی رویداد) اشاره دارد. 'او یک دستبند طلا پوشید' درست است، اما 'او یک مچ‌بند برای پاک کردن عرق پوشید' به جنبه کاربردی اشاره دارد.

Everyday. A piece of jewelry worn around the wrist, typically decorative. While a bracelet is a type of wristband, 'wristband' often implies a more functional or less formal item (e.g., sweatband, event pass). 'She wore a gold bracelet' works, but 'He wore a wristband to wipe sweat' fits the functional aspect.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000