yardstick

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

yard·stick/ˈjɑːrdˌstɪk/
1noun (اسم)commonplural (جمع): yardsticks

اسم — خط‌کش یک یاردی

خط‌کش یک یاردیچوب اندازه‌گیری

چوب یا میله‌ای به طول یک یارد برای اندازه‌گیری طول یا فاصله.

A measuring rod one yard long, used for measuring length or distance.

«او از یک خط‌کش یک یاردی برای اندازه‌گیری پارچه استفاده کرد.»

He used a yardstick to measure the fabric.

«خط‌کش یک یاردی کمک کرد تا مطمئن شوند میز طول مناسبی دارد.»

The yardstick helped ensure the table was the right length.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rulerخط‌کش

روزمره. معمولاً کوتاه‌تر از yardstick است ولی کاربرد مشابه دارد. اگر طول دقیق مهم باشد، همیشه قابل جایگزینی نیست.

Everyday. Usually shorter than a yardstick (e.g., 30 cm), but can serve a similar measuring purpose. Not always interchangeable if precise length is key.

2noun (اسم)formal

اسم — معیار سنجش

معیار سنجشاستاندارد

معیاری که برای مقایسه یا ارزیابی چیزی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

A standard or criterion used for comparison or judgment.

«راستی معیاری است که من بر اساس آن افراد را ارزیابی می‌کنم.»

Honesty is the yardstick by which I measure a person.

«سود شرکت به‌عنوان معیار موفقیت در نظر گرفته شد.»

The company's profits became the yardstick for success.

تفاوت با واژه‌های مشابه
benchmarkمعیار مقایسه

رسمی. معمولاً در کسب‌وکار و ارزیابی به‌عنوان معیار به‌کار می‌رود. در زمینه اندازه‌گیری فیزیکی قابل جایگزینی نیست.

Formal. Often used in business and evaluation contexts as a standard for measurement. Not interchangeable in physical measuring contexts.

standardاستاندارد

رسمی. یک قاعده یا معیار پذیرفته‌شده که می‌تواند در زمینه اندازه‌گیری کیفیت جایگزین شود.

Formal. A widely accepted norm or requirement that can replace 'yardstick' in abstract contexts about measuring quality or performance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000