yawning

yawn·ing/ˈjɔːnɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): yawnedpast participle (مفعولی): yawned-ing (حال): yawning3rd (سوم): yawns

فعل — خمیازه کشیدن

خمیازه کشیدن

باز کردن دهان به‌طور وسیع و نفس عمیق کشیدن، معمولاً به‌خاطر خستگی یا کسالت.

Opening the mouth wide and breathing in deeply, often due to tiredness or boredom.

«او در طول جلسه خمیازه می‌کشید.»

He was yawning during the meeting.

«خمیازه کشیدن واگیردار است.»

Yawning is contagious.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gapingدهان باز کردن

غیررسمی، کمتر رایج. شبیه به خمیازه اما معنای کلی‌تری دارد.

Informal, less common. Similar to yawning but broader meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000