1verb (فعل)informalpast (گذشته): zappedpast participle (مفعولی): zapped-ing (حال): zapping3rd (سوم): zaps
فعل — ضربه زدن
ضربه زدننابود کردن
به سرعت و ناگهانی ضربه زدن یا نابود کردن، معمولاً با جریان برق یا انرژی.
To hit or destroy suddenly with a quick burst, often electrical or energy-based.
«قهرمان دشمن را با رعد و برق سریع ضربه میزند.»
“The superhero zaps the enemy with lightning.”
«او با یک حشرهکش سریع، حشره را زد.»
“He zapped the bug with a fly swatter.”
تفاوت با واژههای مشابه
electrocute— برقگرفتگی
فنی/رسمی. به طور خاص اشاره به آسیب یا مرگ با برق دارد، نه همه ضربات سریع.
Technical/formal. Specifically refers to injury or death by electricity, not all quick hits.
متضادها
2noun (اسم)informal
اسم — انرژی ضربهای
انرژی ضربهایجریان کوتاه برق
انفجارهای کوتاه و سریع انرژی یا برق.
Short quick bursts of energy or electricity.
«وقتی سیم را لمس کرد یک شوک ناگهانی احساس کرد.»
“He felt a zap when he touched the wire.”
«انرژی ناگهانی برق را قطع کرد.»
“The zap knocked out the power.”