abash

a·bash/əˈbæʃ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): abashedpast participle (مفعولی): abashed-ing (حال): abashing3rd (سوم): abashes

فعل — شرمنده کردن

شرمنده کردنخجالت دادن

گزاردن شخص به حالت خجالت زده یا مأیوس شدن.

To make someone feel embarrassed, ashamed, or disconcerted.

«او از تعریف ناگهانی خجالت زده شد.»

She was abashed by the unexpected compliment.

«دانش‌آموز پس از اشتباه احساس شرمندگی کرد.»

The student felt abashed after the mistake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
embarrassخجالت دادن

رایج. عمومی و شایع؛ 'abash' رسمی‌تر و ادبی‌تر است.

Common. General and frequent; interchangeable but 'abash' is more formal and literary.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000