adjective (صفت)formal
صفت — شرمنده
شرمندهخجالتی
احساس شرم، ناراحتی یا خجالت داشتن.
Feeling embarrassed, disconcerted, or ashamed.
«بعد از اشتباهش شرمنده به نظر میرسید.»
“He looked abashed after his mistake.”
«وقتی صدا زده شد احساس خجالت کرد.»
“She felt abashed when called out.”
تفاوت با واژههای مشابه
embarrassed— شرمنده
رایج. معنی نزدیک دارد و اغلب در موقعیتهای غیررسمی قابل جایگزینی است.
Common. Close meaning; often interchangeable in casual contexts.