abashed

a·bashed/əˈbæʃt/
a-to causebashto embarrass or shame
adjective (صفت)formal

صفت — شرمنده

شرمندهخجالتی

احساس شرم، ناراحتی یا خجالت داشتن.

Feeling embarrassed, disconcerted, or ashamed.

«بعد از اشتباهش شرمنده به نظر می‌رسید.»

He looked abashed after his mistake.

«وقتی صدا زده شد احساس خجالت کرد.»

She felt abashed when called out.

تفاوت با واژه‌های مشابه
embarrassedشرمنده

رایج. معنی نزدیک دارد و اغلب در موقعیت‌های غیررسمی قابل جایگزینی است.

Common. Close meaning; often interchangeable in casual contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000