abay

a·bay/əˈbaɪ/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): abayedpast participle (مفعولی): abayed-ing (حال): abaying3rd (سوم): abays

فعل — تحمل کردن

تحمل کردنصبر کردن

واژه‌ای قدیمی به معنی صبر کردن یا تحمل کردن؛ منتظر ماندن.

An archaic term meaning to abide or tolerate; to wait.

«تو باید تصمیم من را تحمل کنی.»

You must abay my decision.

«او با صبر دستورات پادشاه را انجام داد.»

He abayed the king’s orders patiently.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abideپایدار ماندن

رسمی/قدیمی. به معنی صبر یا ماندن، اغلب در متون قدیمی.

Formal/archaic. Means to wait or remain, often interchangeable in old texts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000