در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سرپرست زن یک جامعه از راهبهها.
The female superior of a community of nuns.
«راهبهیار نمازهای صومعه را هدایت کرد.»
“The abbess led the convent prayers.”
«او پس از سالها خدمت راهبهیار شد.»
“She became abbess after years of service.”