adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): abortiveposition (جایگاه): end
قید — به طور بینتیجه
به طور بینتیجهناموفقانه
به نحوی که نتیجه مورد نظر را به دست نمیآورد.
In a manner that fails to achieve the intended outcome.
«آنها به طور بینتیجه تلاش کردند سیاست را تغییر دهند.»
“They abortively tried to change the policy.”
«طرح به طور ناموفق اجرا شد.»
“The plan was abortively implemented.”
تفاوت با واژههای مشابه
unsuccessfully— ناموفقانه
رایج. برای توصیف شکست اقدامات یا تلاشها به کار میرود.
Common. Used to describe failure of actions or attempts.