abortively

a·bor·tive·ly/əˈbɔːrtɪvli/
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): abortiveposition (جایگاه): end

قید — به طور بی‌نتیجه

به طور بی‌نتیجهناموفقانه

به نحوی که نتیجه مورد نظر را به دست نمی‌آورد.

In a manner that fails to achieve the intended outcome.

«آن‌ها به طور بی‌نتیجه تلاش کردند سیاست را تغییر دهند.»

They abortively tried to change the policy.

«طرح به طور ناموفق اجرا شد.»

The plan was abortively implemented.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unsuccessfullyناموفقانه

رایج. برای توصیف شکست اقدامات یا تلاش‌ها به کار می‌رود.

Common. Used to describe failure of actions or attempts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000