abuts

/əˈbʌts/
verb (فعل)formalpast (گذشته): abuttedpast participle (مفعولی): abutted-ing (حال): abutting3rd (سوم): abuts

فعل — مرز داشتن

مرز داشتنمتصل بودن

چسبیدن یا مجاور بودن با چیزی.

To touch or lie adjacent to something.

«مزرعه به رودخانه متصل است.»

The farm abuts the river.

«ملک ما به پارک عمومی مجاور است.»

Our property abuts a public park.

تفاوت با واژه‌های مشابه
adjoinsهمجوار بودن

رسمی. تقریبا در زمینه‌های جغرافیایی قابل تعویض است.

Formal. Nearly interchangeable with abut in geographic contexts.

bordersمرز داشتن

رایج. معمولا درباره کشورها یا مناطق دارای مرز مشترک.

Common. Usually about countries or areas sharing boundaries.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000