acclimated

ac·cli·mat·ed/ˈæk.ləˌmeɪ.tɪd/
acclimateto become used to a new environment or climate-edpast tense suffix
adjective (صفت)common

صفت — عادت کرده

عادت کردهسازگار شده

سازگار شده با محیط، آب‌وهوا یا وضعیت جدید.

Adjusted to a new environment, climate, or situation.

«او سریعاً به هوای سرد عادت کرد.»

She acclimated quickly to the cold weather.

«کارمندان جدید معمولاً زمان می‌برند تا عادت کنند.»

New employees usually take time to become acclimated.

تفاوت با واژه‌های مشابه
adjustedسازگار شده

رایج. معنای مشابه، اما acclimated معمولاً به آب‌وهوا یا محیط اشاره دارد.

Common. Similar meaning but 'acclimated' usually relates to climate or environment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000