در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به عنوان فرزند خود پذیرفته شده یا انتخاب شده، به ویژه کودکی که به طور قانونی وارد خانوادهای شده است.
Having been taken on or chosen as one's own, especially a child legally taken into a family.
«آنها دو فرزند بیولوژیکی و یک فرزندخوانده دارند.»
“They have two biological children and one adopted child.”
«سیاست پذیرفته شده شرایط کاری را بهبود بخشید.»
“The adopted policy improved working conditions.”
خاصتر. 'پرورشی' به کودکی اشاره دارد که به طور موقت توسط افرادی که والدین بیولوژیکیاش نیستند، معمولاً با هماهنگی خدمات اجتماعی، و بدون فرزندخواندگی قانونی کامل مراقبت میشود. یک 'فرزندخوانده' عضو قانونی دائمی خانواده میشود.
More specific. 'Foster' refers to a child being temporarily cared for by people who are not their biological parents, often by arrangement with social services, without full legal adoption. An 'adopted child' becomes a permanent legal member of the family.
زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'adopt' (پذیرفتن/به فرزندی قبول کردن).
Past tense and past participle of 'adopt'.
«آنها یک استراتژی جدید را اتخاذ کردند.»
“They adopted a new strategy.”
«زوج یک دختربچه را به فرزندی قبول کردند.»
“The couple adopted a baby girl.”