aking

a·king/ˈeɪ.kɪŋ/
verb (فعل)common-ing (حال): aking

فعل — درد داشتن

درد داشتندرد کشیدن

صفت حال فعل ache؛ تجربه درد مبهم و مداوم

present participle of ache; experiencing a continuous dull pain

«عضلاتش بعد از تمرین درد داشتند.»

His muscles were aching after the workout.

«او تمام روز احساس سردرد داشت.»

She felt her head aching all day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
achingدرد کشیدن

رایج. شکل حال فعل ache، قابل تعویض است.

Common. Present participle form of ache, interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000