allowing

al·low·ing/əˈlaʊɪŋ/
allowto permit-ingnoun form or present participle
noun (اسم)common

اسم — اجازه دادن

اجازه دادنروند اجازه دادن

عمل اجازه دادن یا کسب اجازه.

The act of permitting or giving permission.

«اجازه آمدن دیر قابل قبول نیست.»

Allowing late arrivals is not acceptable.

«اجازه استفاده از تلفن در مدرسه محدود است.»

The school's allowing of phones is limited.

تفاوت با واژه‌های مشابه
permissionاجازه

رایج. معنی مشابه و اغلب در زمینه‌های رسمی قابل جایگزینی است.

Common. Similar meaning and often interchangeable in formal contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000