alloy

al·loy/ˈælɔɪ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): alloys

اسم — آلیاژ

آلیاژفلز مرکب

فلزی که از ترکیب دو یا چند فلز یا فلز با عناصر دیگر به وجود آمده است.

A metal made by combining two or more different metals or a metal with other elements.

«برنز آلیاژی از مس و قلع است.»

Bronze is an alloy of copper and tin.

«فولاد آلیاژی است که در ساخت‌وساز استفاده می‌شود.»

Steel is an alloy used in construction.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mixtureمخلوط

ترم عمومی. عمومی برای هر ترکیبی از مواد است، نه تخصصی فلزات مانند آلیاژ.

General term. Used broadly for any combination of substances, not specialized to metals as 'alloy' is.

2verb (فعل)technicalpast (گذشته): alloyedpast participle (مفعولی): alloyed-ing (حال): alloying3rd (سوم): alloys

فعل — آلیاژ کردن

آلیاژ کردنمخلوط کردن فلزات

ترکیب کردن یک فلز با یک یا چند فلز یا عنصر دیگر برای ساخت آلیاژ.

To mix a metal with one or more other metals or elements to form an alloy.

«آن‌ها مس را با روی ترکیب می‌کنند تا برنج بسازند.»

They alloy copper with zinc to make brass.

«کارخانه فلزات را آلیاژ می‌کند تا مقاومت را افزایش دهد.»

The factory alloys metals to improve strength.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blendترکیب کردن

رایج. به معنی ترکیب عمومی مواد است، از جمله فلزات.

Common. Refers generally to mixing substances, including metals, to form a uniform mixture.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000