allumette

al·lu·met·te/a.lʊˈmɛt/
noun (اسم)formalplural (جمع): allumettes

اسم — کبریت

کبریتبرش نخ‌مانند

اصطلاح فرانسوی به معنی کبریت یا بریدگی نازک در آشپزی.

A French term meaning 'matchstick' or a culinary term for thin strip cuts in cooking.

«سبزیجات را برای سالاد به شکل کبریت باریک خرد کنید.»

Cut the vegetables into allumettes for the salad.

«او شمع را با یک کبریت روشن کرد.»

She lit the candle with an allumette.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000