در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حالت داشتن احساسات متناقض یا دوگانه درباره چیزی یا کسی.
The state of having mixed or contradictory feelings about something or someone.
«او نسبت به مهاجرت به شهر جدید احساس دوگانگی داشت.»
“She felt ambivalence about moving to a new city.”
«دوگانگی او تصمیمگیری را سخت میکرد.»
“His ambivalence made decision-making hard.”