analogous

a·nal·o·gous/əˈnæl.ə.gəs/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more analogoussuperlative (عالی): most analogous

صفت — مشابه

مشابهموازیهمتا

در برخی جوانب قابل مقایسه، معمولاً برای روشن کردن یا توضیح؛ مشابه در عملکرد اما نه در منشأ یا ساختار.

Comparable in certain respects, typically to clarify or explain; similar in function though not in origin or structure.

«مغز انسان از جهاتی مشابه یک رایانه است.»

The human brain is analogous to a computer in some ways.

«بال‌های پرندگان و حشرات ساختارهای مشابه هستند.»

Wings of birds and insects are analogous structures.

تفاوت با واژه‌های مشابه
comparableقابل مقایسه

رایج. اصطلاح کلی برای چیزهایی که قابل مقایسه هستند.

Common. General term for things that can be compared.

similarمشابه

خیلی رایج. اغلب جایگزین است، اما analogous تاکید بر شباهت کاربردی دارد.

Very common. Often interchangeable, but 'analogous' implies functional similarity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000