annoys

an·noys/əˈnɔɪz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): annoyedpast participle (مفعولی): annoyed-ing (حال): annoying3rd (سوم): annoys

فعل — آزار دادن

آزار دادنرنجاندن

باعث می‌شود کسی احساس آزردگی یا ناراحتی کند.

Causes someone to feel bothered, irritated, or displeased.

«آلودگی صوتی من را مرتب آزرده می‌کند.»

The noise annoys me constantly.

«او با موسیقی بلند خواهر و برادرش را آزار می‌دهد.»

She annoys her siblings with loud music.

تفاوت با واژه‌های مشابه
irritatesعصبانی کردن

رایج. بسیار نزدیک به معنی و قابل تعویض است.

Common. Very close in meaning; interchangeable in many cases.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000