appose

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ap·pose/əˈpəʊz/
ap-to, towardposeto place or put
verb (فعل)formalpast (گذشته): apposedpast participle (مفعولی): apposed-ing (حال): apposing3rd (سوم): apposes

فعل — کنار هم قرار دادن

کنار هم قرار دادنقراردادن کنار یکدیگر

کنار هم یا نزدیک قرار دادن چیزی، یا در تماس و مقابله گذاشتن آن‌ها.

To place side by side or close together; to put in contact or opposition.

«هنرمند رنگ‌های روشن را کنار زمینه‌های تاریک قرار داد.»

The artist apposed bright colors with dark backgrounds.

«در متن، ایده‌های متضاد برای تأثیرگذاری کنار هم گذاشته شده‌اند.»

In the text, contrasting ideas are apposed for effect.

تفاوت با واژه‌های مشابه
juxtaposeدر کنار هم قرار دادن

رسمی. به‌ویژه در هنر یا ادبیات برای نشان دادن تضاد با قرار دادن کنار هم به کار می‌رود.

Formal. Used especially in art or literature to highlight contrast by placing things side by side.

clashمقابل هم قرار دادن

رایج. بیشتر تأکید بر مخالفت یا تضاد دارد نسبت به appose.

Common. Emphasizes opposition or conflict more strongly than 'appose'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000