appreciation

ap·pre·ci·a·tion/əˌpriːʃiˈeɪʃən/
ap-towardprecivalue-ationthe act or process
noun (اسم)common

اسم — قدردانی

قدردانیشکرگزاری

شناخت و لذت بردن از ویژگی‌های خوب کسی یا چیزی

Recognition and enjoyment of the good qualities of someone or something.

«او قدردانی خود را از کمک او نشان داد.»

She showed appreciation for his help.

«معلم خوب قدردانی دانش‌آموزان را جلب می‌کند.»

A good teacher gains students' appreciation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gratitudeسپاسگزاری

رایج. بیشتر احساس شخصی و عاطفی نسبت به قدردانی است.

Common. Expresses thankfulness, often more personal and emotional than appreciation.

recognitionشناسایی

رسمی. تأکید بر به رسمیت شناختن ارزش یا دستاورد دارد.

Formal. Emphasizes acknowledging value or achievement, somewhat overlapping with appreciation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000