arrogates

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ar·ro·gates/ˈærəɡeɪts/
ar-to, towardrog-to ask-ateto make, to cause
verb (فعل)formalpast (گذشته): arrogatedpast participle (مفعولی): arrogated-ing (حال): arrogating3rd (سوم): arrogates

فعل — به ناحق ادعا کردن

به ناحق ادعا کردنغصب کردنتصاحب کردن

به ناحق چیزی را برای خود مطالبه یا تصاحب کردن؛ چیزی را گستاخانه به خود نسبت دادن.

Claims or seizes without justification; assumes or appropriates to oneself presumptuously.

«دیکتاتور تمام قدرت را به خود اختصاص می‌دهد.»

The dictator arrogates all power to himself.

«او حق تصمیم‌گیری برای همه را به خود نسبت می‌دهد.»

He arrogates the right to decide for everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
usurpغصب کردن

رسمی. به شدت به معنای تصرف غیرقانونی یا با زور قدرت یا حقوق بدون ادعای مشروع است. زمانی استفاده می‌شود که عمل به وضوح تجاوز از اختیارات باشد. 'او تاج و تخت را غصب کرد' درست است، 'او یک جای پارک را غصب کرد' خیر.

Formal. Strongly implies an illegal or forceful seizure of power or rights without legitimate claim. Use when the act is clearly an overstep of authority. 'He usurped the throne' works, 'She usurped a parking spot' does not.

appropriateاختصاص دادن به خود

رسمی. می‌تواند به معنای گرفتن چیزی برای استفاده شخصی باشد، به خصوص بدون اجازه، اما می‌تواند به معنای کنار گذاشتن برای یک هدف خاص نیز باشد (مثلاً 'تخصیص بودجه'). زمانی استفاده می‌شود که گرفتن کمتر از 'غصب' اجباری باشد. 'او ایده‌های دیگران را به خود اختصاص داد' درست است، 'دولت بودجه را اختصاص داد' نیز درست است.

Formal. Can mean to take something for one's own use, especially without permission, but can also mean to set aside for a particular purpose (e.g., 'appropriate funds'). Use when the taking is less forceful than 'usurp'. 'He appropriated the ideas of others' works, 'The government appropriated funds' also works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000