asymmetrical

a·sym·met·ri·cal/ˌeɪ.sɪˈmɛt.rɪ.kəl/
a-notsymmetricalhaving symmetry
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more asymmetricalsuperlative (عالی): most asymmetrical

صفت — نامتقارن

نامتقارنبدون تقارن

بدون تناسب یا تقارن در هر دو طرف.

Not having symmetry or equal proportions on both sides.

«ساختمان طرحی نامتقارن دارد.»

The building has an asymmetrical design.

«صورت او کمی نامتقارن بود.»

Her face was slightly asymmetrical.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unevenناهموار

رایج است. هنگام نداشتن قسمت‌های مساوی جایگزین می‌شود اما در طراحی رسمی‌تر استفاده می‌شود.

Common. Interchangeable when referring to lack of equal parts but 'asymmetrical' is preferred in formal or design contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000