در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دستگاهی برای هدایت خودکار کشتی، هواپیما یا فضاپیما.
A device for automatically steering a ship, aircraft, or spacecraft.
«هواپیما ساعتها با خلبان خودکار پرواز کرد.»
“The plane flew on autopilot for hours.”
«او هواپیما را به خلبان خودکار تغییر داد.»
“He switched the aircraft to autopilot.”
وضعیتی که در آن اعمال به صورت خودکار و بدون تفکر آگاهانه انجام میشوند.
A state of performing actions automatically, without conscious thought.
«بعد از سالها، او مسیرش را خودکار رانندگی میکند.»
“After years, he drives his route on autopilot.”
«او روز را در حالت خودکار سپری کرد.»
“She went through the day on autopilot.”