awreck

a·wreck/əˈrɛk/
a-on, inwreckdestroy or damage
adverb (قید)archaictype (نوع): placeadjective (صفت): wreckedposition (جایگاه): end

قید — به صورت خسارت‌زده

به صورت خسارت‌زدهویران‌شده

در حال خرابی یا نابودی؛ واژه‌ای منسوخ یا محلی

in a state of wreckage or ruin; archaic or dialectal

«خانه پس از آتش‌سوزی ویران شده بود.»

The house lay awreck after the fire.

«پس از طوفان، کشتی تکه‌تکه شده بود.»

After the storm, the ship was awreck.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000