awry

a·wry/əˈraɪ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more awrysuperlative (عالی): most awry

صفت — هنجارشکنی

هنجارشکنیناقصناموفق

به طور صحیح کار نکردن یا طبق برنامه پیش نرفتن؛ ناموفق یا منحرف.

Not working correctly or happening as planned; off course.

«برنامه به نحوی ناموفق پیش رفت.»

Something went awry with the plan.

«تابلو روی دیوار کج آویزان بود.»

The painting hung awry on the wall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
amissنادقیق

رایج. معنی مشابه برای وقتی که چیزی اشتباه یا متفاوت از انتظار است.

Common. Similar meaning used when something is wrong or not as expected.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000