bade

/bæd/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): badepast participle (مفعولی): bidden-ing (حال): bidding3rd (سوم): bids

فعل — دستور داد

دستور دادفرمان دادگفت (خداحافظی/سلام)

زمان گذشته فعل 'bid'، به معنای دستور دادن، درخواست کردن، یا ابراز سلام/خداحافظی.

Past tense of 'bid', meaning to command, request, or express a greeting/farewell.

«او به آنها دستور داد وارد خانه محقرش شوند.»

He bade them enter his humble dwelling.

«او با دوستان عزیزش خداحافظی کرد.»

She bade farewell to her dearest friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
commandedفرمان داد

رسمی/ادبی. با اقتدار دستور دادن. در انتقال یک فرمان رسمی با 'bade' قابل تعویض است، اما 'bade' منسوخ شده است.

Formal/Literary. To give an order with authority. Interchangeable with 'bade' when conveying a formal order, but 'bade' is archaic.

requestedدرخواست کرد

روزمره. مؤدبانه درخواست کردن. در اشاره به یک درخواست مؤدبانه قابل تعویض است، اما 'bade' بسیار رسمی و منسوخ شده است.

Everyday. To ask for something politely. Interchangeable when referring to a polite ask, but 'bade' is very formal and archaic.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000